تبليغاتX
مو فرفری


مو فرفری

به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن...واژه ای در قفس است...



چند شب پیش یاد جوراب یکی از دوستان علی افتادم...جوراب بلندی که این عزیز دل،گلوله اش کرده بود و دورش رو با کاغذ حسابی پیچونده بود (چرا!؟!) که - مثلاْ - یه کره جغرافیایی درست کنه...که دبیر محترم گویا خوشش نیومد و فرد مذکور مجبور شد دوباره یه چیزی سر هم کنه........

خب از همه ی اینا که بگذرم،یاد جوراب افتادم...من هیچ وقت نتونستم یه جوراب رو گلوله کنم...هیچ وقت نتونستم مثل علی جوراب گردالی شده ی خوش رنگم رو پرت کنم گوشه اتاقم...فکر نمی کنم بخاطر نداشتن استعداد باشه !!! آخه من از پس کارای کوچولوی دیگه ای هم بر نمیام که جنبه ژنتیکی داره !!!! عرض می کنم خدمتتون !

برای مثال؛

شما می تونین زبونتون رو لوله کنین؟!! من نمی تونم !!!!!!! و دقیقاْ بخاطر عدم اطلاع بروبکس فامیل،۱۵-۱۰ سالی بخاطر بی استعداد بودنم مسخره شدم !!!

شما می تونین انگشت دوم پاتون رو بذارین رو شست؟!! من نمی تونم !!!!!!!

حالا در مقابل این چیزایی که عرض کردم گلوله کردن جوراب اصلاْ به چشم نمیاد !!!

دیروز به یکی از دوستام فکر می کردم...یه سال تموم شب و روز باهاش حرف زدم...نه یه سال خیلی کمه،نه شب و روز !!! نمی دونم اون همه حرف چطوری و از کجا به ذهنمون می رسید،ولی ما هیچ وقت حرف کم نمی آوردیم !!! نکته جالب این بود که هر دومون به چیزای مشابهی علاقه نشون می دادیم...

مثل ۲ تا طراح لباس موفق و جهانی،در مورد برند های مختلف اظهار نظر ( اکثراْ انتقاد ) میکردیم...

گاهی اوقات مثل ۲ تا موزیسین در مورد حماقت خواننده های در پیتی امروز صحبت میکردیم...کلیپی نمونده که ازش حداقل یه خاطره نداشته باشیم...از کلیپ خانوم خوشگله - حسین تهی داداش - که ۵ دقیقه تمام بخاطرش خندیدیم...تا کلیپ Hurt از جانی کش...با اون لباس مشکی بلند و ریش سفیدش...

امروز از اون دوستی چیزی جز خاطره و یه سی دی پر از صدای دوستم نمونده...

این پست هم به بهانه نوزدهمین سالگرد تولد عزیزترین دوستم بود...که با تمام عشقی که بهش دارم،نمی تونم تبریک بگم...

باشد تا این تبریک نامه به دستش برسه که می دونم نمی رسه...

به ف.م بخاطر یک سال خاطره فراموش نشدنی...۲۶ آبان،شروع ۲۰ سالگیت مبارک...

نوشته شده در سه شنبه 1388/08/19ساعت 12:39 توسط شادی| |


Design By : Night Skin